کوچ چی کار می کنه ؟

اگه بخوایم از بیرون بررسی کنیم که یک کوچ چی کار می کنه ، شاید خیلی خوشایند نباشه و آخرش بگیم هیچی !!

ولی در واقع کوچ coach یا مربی ، با ساختار و چارچوبی که در ذهنش دارد، سوالات هوشمندانه
و هدفمندی را از شما می پرسد تا نکات مهمی را کشف کند.

در مرحله بعد، باید این نکات مهم را بررسی کرده و با یک جمع بندی خوب، کاری کند که شما بهترین راهکار را برای رسیدن به بهترین نتیجه ی مورد انتظار خودتان، کشف و یا انتخاب کنید.

کوچ به شما نظر و راهکار نمیده. بلکه کمک می کنه تا خودتون، راهکاری که مناسبتون هست رو انتخاب کنید.

و این کار، فوق العاده ارزشمنده.
مخصوصاً که این راهکار، چون مختص شما و از کشفیات خودتونه، احتمال اجرا شدنش خیلی
بالاست.

کوچ چی کار می کنه ؟

حالا کوچ چطور این کار ها رو انجام میده ؟
با چند سوال و در چند مرحله:

  • مشکلت چیه ؟
  • برای حلش چه کارهایی کردی ؟
  • کارهایی که کردی، جواب داده ؟ مشکل، حل شده ؟
  • چه کارهای دیگه ای میشه کرد؟
  • هر کدوم از این راهکارها چه خوبی ها و بدی هایی داره ؟
  • بررسی بیشتر و ادامه ….
  • گرفتن تعهد از مراجع برای انجام یک کار قابل انجام ِ مشخص، در یک زمان مشخص در راستای حل مشکل.

خب .. مسلماً سوالات، لحن و تکنیک های
ریزی هم هست که باید رعایت شه. ولی تا همینجا، من یه کوچولو فرایند کوچینگ رو براتون
باز کردم. به نظرتون می تونید از این روش، برای حل کردن مشکلات استفاده کنید؟

ما که تاحالا ازش نتایج فوق العاده ای
گرفتیم. اگر خواستید، می تونیم همراهی تون کنیم:

۴۴۸۴۱۹۹۱ – ۰۲۱
info@modiriran.ir

کوچینگ چیست ؟ کمی درباره کوچینگ

یکی از چیزهایی که این روزها در فضای کسب و کار اسمش زیاد شنیده میشه و به نظر من، خیلی دوست داشتنیه، واژه «کوچینگ» است. اما کوچینگ چیست ؟

کوچینگ رو به فارسی هنوز خیلی خوب ترجمه نکردن. قبلاً «مربی» بود. بعداً گفتن نه بابا .. چرا آخه؟! یکی از دوستامون «ره یاری» ترجمش کرده، بعضی ها میگن اصلاً این واژه مقدس تر از اونیه که بخواد ترجمه بشه و خلاصه هنوز بین علماء سر معنی ِ فارسیش اختلاف نظر هست.

یه دعوای دیگه که البته مهم تر و بزرگتر
هم هست وجود داره. و اون هم اختلاف نظرهاییه که در تعریف ِ کوچینگ هست.

من جرات نمی کنم اینجا تعاریف رو بیارم
و بررسی شون کنم. کارم نیست. علاقه ای هم به این حواشی ندارم.

ولی چیزی که مهمه، اینه که کوچینگ،
عالیه و جواب میده !

کوچینگ کجا جواب میده ؟

ببینید… ما یه مشاور داشتیم که یه
جورایی قرار بود همه چیز رو بدونه و به ما بگه. درسته ؟

مثلاً میگفتیم می خوایم فلان کار رو
انجام بدیم، نظر میداد. راهکار میداد. خوب یا بد. درست یا غلط. معمولاً هم مسئولیتی
متوجهش نبود. خیلی وقتها هم کارفرما یا همون مدیران محترم، با نظرات مشاور حال نمی
کردن و به همین دلیل اصلاً نظراتش اجرا نمیشد.

حالا یه جورایی شبیه مشاور، نه دقیقاً همون ها، یه جور دیگش، یه چیز دیگه هست به اسم کوچ ( Coach ).
اینجا که غریبه نیست. بذارین بهش بگیم مربی !

این آقای کوچ یا مربی، برعکس ِ مشاور،
دانای کل نیست و قرار نیست هر سوالی پرسیدیم، فوراً راهکارش رو بهمون بده.

این مربی جان، میاد باهامون سر و کله
میزنه. سوال می پرسه، نتیجه گیری میکنه. بازخورد میده. دوباره می پرسه. بررسی میکنه.
و انقدر پا به پای مخاطبش میاد تا خود مخاطب ( که بهش میگن مُراجِع ) به نتیجه
برسه که چی درسته و چه کاری بکنه بهتره.

حالا این جواب، با اون راهکار ِ مشاور، زمین تا آسمون فرق داره.
این جوابه اِنقَدِه خوبه !! خود آدم وقتی به یه جوابی میرسه، مگه میشه اجراش نکنه ؟!

روش ها و راهکارهایی که کوچ ها استفاده
می کنن، تقریباً توی هر سیستم و سامانی داره وارد میشه و جواب میده.

مثلاً میخوای بچه ات رو تربیت کنی، می
بینی اوه، چه جالب. بهترین روش تربیتی که کل دنیا دارن به سمت اون پیش میرن، یه
جورایی شبیه کوچینگه.

میخوای مذاکره کنی. میری جدیدترین متدها
رو بررسی میکنی و میبینی که باز هم رد پای کوچینگ توش قابل مشاهده است.

خلاصه اینکه کوچینگ، یه چیز دوست داشتنی
و باحاله که برای هر کسی لازمه و مهمتر اینکه جواب میده.  

در این مورد باز هم می نویسم.

چرا آدم حرفه ای نداریم ؟

اگر در کسب و کار فعال باشید، این را حتماً شنیده اید که آدم حرفه ای به راحتی پیدا نمی شود. اگر هم پیدا شود، سرش شلوغ است.

یکی از دغدغه های همیشگی من اینه که چرا با وجود این همه فرصت شغلی و نیاز بازار کار به افراد حرفه ای ، باز هم عده خیلی زیادی بیکار هستند.

امروز مشغول نصب یک نرم افزار حرفه ای برای آموزش الکترونیکی بودم. انصافاً کار سختی بود و دقت زیادی می خواست. چند بار خواستم از ادامه اش دست بکشم ولی مجبور بودم ادامه بدم !

در لابلای کار، یاد همین موضوع افتادم که چرا آدم حرفه ای نداریم !؟

شاید یکی از دلایلش این است که حرفه ای بودن کمی سخت است و نیاز به حوصله زیادی دارد. و ما هم که فرهنگمان فست فودی شده است، خیلی دل و دماغ انجام کارهای حوصله بر و وقتگیر را نداریم !

پس راحت ترین کار را انتخاب می کنیم : غر زدن ! کار نیست . من فلان مدرک را دارم ولی کسی به من کار نمی دهد و …

و باز هم مرکز کنترل را به بیرون واگذار می کنیم .. چرا که نه ؟ غر زدن از وضع موجود خیلی راحت تر از تلاش برای حرفه ای شدن است.

من بالاخره توانستم کارم را انجام دهم. ولی آن موقع بود که فهمیدم چرا افرادی که همین کار امروز من را در ایران انجام می دهند، تعدادشان بسیار بسیار کم است. آن موقع بود که فهمیدم چرا برای نصب همین سیستم آموزشی، میلیون ها تومان پول می گیرند.

راستش قبلش می گفتم هزینه زیادی است. ولی وقتی فقط تعداد کمی رنج حرفه ای شدن را تحمل می کنند، الان می گویم نوش جانشان !

باشد که حرفه ای شوند !

 

بهترین راهکارهای تشویق کارکنان

اگر به دنبال بهترین راهکارهای تشویق کارکنان بگردیم، مسلماً نمی توانیم یک چیز مشخص و ثابت را پیدا کنیم. ولی چند موردی هست که بیانشان می تواند به ما کمک کند …

اولین و مهمترین موردی که در این لیست نیست ، پول است !

تشویق کارکنانبله. پول نمی تواند راهکار مناسبی برای تشویق کارکنان و همکاران باشد. تشویق های مالی، به شدت انگیزه افراد را از بین می برد.

البته ظاهراً اینطور نیست و خیلی سریع نتیجه این انگیزه دهنده و مشوق را می بینیم. ولی خوب که نگاه کنیم، پاداش های مالی، فقط مدت کوتاهی دوام می آورند و پس از مدتی، به ضد انگیزه تبدیل خواهند شد!

نیروهای توانا و هوشمند امروزی، نیاز اولشان پول نیست؛ حتی اگر اینطور وانمود کنند. کافیست امتحان کنید تا خودتان ببینید که چه بلایی سرتان خواهد آمد !

ولی بگذارید لیست خودمان را تکمیل کنیم .. اینطوری شاید بهتر باشد.

کارکنان امروزی، با انگیزه دهنده های درونی، انرژی می گیرند و تشویق می شوند. مثل:

  • دیده شدن خودشان
  • دیده شدن کارهایشان
  • موثر و اثرگذار بودنشان
  • مشارکت در تصمیم سازی ها
  • بازخورد گرفتن
  • توجه به نیازها و اولویت های شخصی شان
  • و …

اگر می خواهید همکارانتان را تشویق کنید، کاری کنید که در محیط کار، خوشحال باشند و دغدغه ای جز کار مفید کردن، برایشان باقی نمانده باشد.

 

صدای گفتگویم با رادیو اقتصاد در همین مورد :

چه موقع دنبال شریک باشیم ؟

چه موقع دنبال شریک باشیم ؟

یکی از خوبی های رادیو اقتصاد برای من اینست که سوالاتی می پرسند که سوال خیلی از مردم است. مثل این بار که : چه موقع دنبال شریک باشیم ؟

وقتی می گویند شریک، خود من که یاد این ضرب المثل می افتم که اگر شریک خوب بود، خدا هم شریک داشت !

یک ضرب المثل کاملاً اشتباه !!

در خصوص انتخاب شریک برای کسب و کارمان،به چند نکته باید توجه کرد:

  • چرا به شریک نیاز دارم ؟ آیا حتماً فردی را به عنوان شریک نیاز دارم یا می توانم مثلاً وام بگیرم ؟
  • چه نیاز هایی دارم که برای آنها باید دنبال شریک بگردم ؟
  • من چه توانایی هایی دارم و شریک من، چه توانایی هایی باید داشته باشد ؟
  • فرهنگ کاری من و شریکم، همخوانی دارد ؟
  • این قرارداد شراکت، جایی ثبت شده است ؟
  • وظایف شرکاء در این قرارداد، مشخص و شفاف شده است ؟
  • برای تقسیم منافع، تفاهمی شده است ؟
  • چه کسانی در این شراکت، ذینفع هستند ؟ به منافع آنها فکر کرده ایم ؟

توضیحات بیشتر را در فایل صوتی زیر بشنوید:

تیپ A و B

حدود ۷۰ سال پیش، دو تا پزشک بیماری های قلبی، بر اساس بررسی هایی که روی بیمارانشون انجام دادن، آدم ها رو به دو تیپ A و B طبقه بندی کردند!

افراد تیپ A ، افراد پر انرژی و پر جنب و جوشی که استرس زیادی دارند. پرخاشگری، عجله و تند صحبت کردن از ویژگیهای دیگرشان است.

تیپ B اما، افرادی آرام و ملایم و خوشرو تر هستند که با خنده های زیبایشان، دوست داشتنی تر هم می شوند.

 

شاید افراد تیپ آ ، موفق تر باشند، ولی نتیجه ای که از این بررسی ها گرفته شد، ممکن است باعث شود شما هم تصمیم بگیرید تیپتان را عوض کنید !!

در فیلم کوتاه ۱ دقیقه ای زیر در این مورد صحبت کرده ام.

راستی شما کدامیک هستید ؟
تیپ A یا تیپ B ؟

 

کلاه قدیمی برای کار امروزی

یه زمانی، اگه از کلاه استفاده نمی کردیم، ظاهر خوبی نداشت. حتی اگه کلاه قدیمی بود …

بعداً همین کلاه های رسمی، به طنز تبدیل شدند.

خیلی از موارد هستند که عوض شده اند .. خیلی از عقاید هم همینطور ….

شما خودتون رو برای این تغییرات آماده کردین ؟

شما کلاهتون رو عوض کردین ؟ یا دارین هنوز از همون کلاه قدیمی و شاید خنده دار بصورت رسمی و جدی استفاده میکنین ؟

آموزش نیروی انسانی وظیفه کیست ؟

آموزش و پیشرفتسوال اصلی رادیو اقتصاد ( برنامه روز از نو ) این بود: آموزش نیروی انسانی وظیفه کیست ؟ چه کسی باید نیروهای انسانی را پرورش دهد و آماده کند ؟

در نظرسنجی ها، مردم پاسخ داده بودند: وظیفه همه . همه ارکان سازمان ها …
ضمن احترام و تایید این پاسخ، اضافه کردم که مهمترین کسی که مسئول است، خود فرد است.

سازمان ها، آموزشگاه نیستند. آنها تاسیس شده اند تا نیرو های حرفه ای را به کار بگیرند و تجارتشان را رونق دهند.

صد البته که وظیفه دارند برای آموزش نیرو هایشان کاری بکنند. ولی وظیفه اصلی به عهده خود نیرو هاست؛ آن هم قبل از استخدام …

در مصاحبه های استخدامی، خیلی دیده ام افرادی را که مهارت زیادی نداشته اند ولی گفته اند که خیلی سریع یاد می گیریم.

خب عزیز من، برادر من، خواهر من، دوست من !
فکر کن قرار است فردا استخدام شوی… همین امروز برو یاد بگیر.

می پرسی چه چیزی را ؟ سوال خوب و درستی است.
هر جایی مهارت خاصی می طلبد، ولی بعضی مهارت ها، مثل کار کردن با کامیپوتر، آشنایی نسبی با زبان انگلیسی، کار کردن با نرم افزارهای آفیس، چیزهایی است که هر جایی و هر شغلی ( تقریباً ) نیاز دارد.

در فایل صوتی زیر، مطالب کاملتری را عرض کرده ام:

مدیریت شرکتهای نوپا

مدیریت شرکتهای نوپا موضوع صحبت اینبارم با رادیو اقتصاد بود.

قبلاً در وبلاگ در مورد مدیریت شرکت های کوچک نوشته بودم. ولی با رادیو، موضوعات دیگری را مطرح کردم.

برای اهمیت موضوع، شرکت را با خانواده مقایسه کردم و از مواردی مثل تولید، بازاریابی، فروش و چند نقشی بودن افراد صحبت کردم.

تاکیدم اینست که نباید بصورت هیجانی یک شرکت را تاسیس کرد. قبل از تاسیس رسمی شرکت، باید کمی تامل کرد:

  • آیا می توانیم در یک تیم کار کنیم و یا آن را مدیریت کنیم ؟
  • خودمان و ویژگی های شخصیتی مان را به خوبی میشناسیم ؟ آیا ما برای مدیریت شرکتهای نوپا ( و یا هر نوع مدیریت دیگری ) مناسب هستیم ؟
  • آیا حتماً باید شرکت داشت تا موفق شد و یا راه های دیگری هم هست ؟

 

پ ن:
به نظرم رادیو اقتصاد در حوزه اقتصاد و کسب و کار، خوب عمل میکند. می توانید از اینجا به آرشیو رادیو اقتصاد دسترسی داشته باشید.

نکاتی در مورد مصاحبه استخدامی

امروز با رادیو اقتصاد در مورد مصاحبه استخدامی گفتگو داشتم.

تیتر مطالبی که عرض کردم در زیر آمده و فایل صوتی هم پیوست شده.

قبل از حضور در جلسه مصاحبه، در مورد محل کار تحقیق کنید:

کار اصلی – شعب – موفقیت ها – محصولات – نیاز ها – شرح وظایف برای کارمند جدید

قبل از رفتن، حتماً آدرس دقیق را بررسی کنید.

شلوغی، ترافیک، گم کردن مسیر و احتمالات بد دیگر را هم در نظر بگیرید و حتماً راس ساعت در محل حاضر شوید.

رزومه تان را همراه ببرید. ولی وسایل اضافی را نه.

به سوالاتی که پرسیده می شود، با صداقت پاسخ دهید.

از قبل، جلسه را برای خودتان تصویر سازی کنید.

برای سوالات همیشگی آماده باشید:

توانایی ها

میزان حقوق درخواستی

علت ترک شغل قبلی