چند ساعت بخوابیم ؟

یکی از سوالاتی که همیشه ازم پرسیده میشه اینه که چند ساعت بخوابیم خوب است ؟

برای اینکه به جواب درستی برسیم، باید چند مورد رو بررسی کنیم:

  1.  سن شما و اینکه حدوداً چقدر به خواب شبانه نیاز دارید.
  2. آگاهی از چرخه یا سیکل خواب

۱ – سن شما:

بچه ها به خواب بیشتری نیاز دارن و هرچی سن بالاتر میره، نیاز به خواب هم کمتر میشه. البته نه خیلی زیاد. مثلاً یک بچه ۵ ساله به حدود ۱۰ ساعت خواب شبانه نیاز داره. ولی والدین همون بچه، به حدود ۸ ساعت نیاز دارن. و شاید پدربزرگ اون بچه، بیشتر از ۶ ساعت نتونه بخوابه.
به طور معمول و میانگین گفته میشه که ما به حدود ۸ ساعت خواب شبانه نیاز داریم.

۲ – چرخه خواب:

خواب ما در دوره های زمانی ۱.۵ ساعته، عمیق و سبک میشه.

یعنی تقریباً بعد از هر یکساعت و نیم خواب عمیق، یه زمان کوتاهی بین ۵ تا ۱۵ دقیقه، خواب ما سبک میشه.
اگر در زمان سبکی از خواب بیدار شیم، سرحال هستیم ولی اگر وقتی باید بیدار شیم، وسط خواب عمیق باشیم، خیلی طول می کشه تا سرحال شیم.

دیدید بعضی وقتها، نصفه شب از خواب بیدار میشین و نسبتاً هم سرحال هستین؟ بعدش میبینیم زوده و میریم که یه چرتی بزنیم، دفعه بعد که بیدار میشیم، حسابی خوابمون میاد.

دفعه اول که بیدار شدیم، احتمالاً بین دو بازه ی زمانی یکساعت و نیمه ی خواب سبک و سنگین بودیم. خوابمون سبک بوده و سرحال بودیم. ولی دفعه دوم، ساعت زنگ زده و احتمالاً ما رو از وسط خواب عمیق کشیده بیرون و به همین علت، سرحال نبودیم.

چند ساعت بخوابیم ؟

حالا با بررسی دو موردی که مطرح شد، می شه به یه جمع بندی رسید. مثلاً اگر سن شما حدود ۳۰ سال است، حدود ۷-۸ ساعت خواب شبانه نیاز دارید. و کارتان جوری است که باید ۷ صبح بیدار شوید.

اگر از ۷ صبح، ۱.۵ ساعت، ۱.۵ ساعت به عقب برگردیم، به زمان خواب مناسب شما می رسیم:

  • ۵.۵ صبح
  • ۴ صبح
  • ۲.۵ بامداد
  • ۱ بامداد
  • ۱۱.۵ شب
  • ۱۰ شب

خب . به نظر میرسد بهتر است ۱۱.۵ شب بخوابید. اینطوری تا ۷ صبح، ۵ سیکل کامل ۱.۵ ساعته که میشود ۷.۵ ساعت، خوابیده اید و عالی است.

نکته کنکوری:

معمولاً ۲۰ دقیقه طول می کشد تا خوابمان ببرد.

اگر نکاتی که در مطلب « انرژی اول صبح » گفتم را رعایت کنید، باید طوری برنامه ریزی کنید که حدود ۱۱:۱۰ شب در رختخواب باشید تا بتونید ۷ صبح، با انرژی بیشتر و سرحال، از خواب بیدار شوید.

ممنون از همراهی تون.
اینها بخشی از مطالبی است که در کلاس های مدیریت زمان و کتاب «چرا مدیریت زمان جواب نمی دهد» می گویم.

پ ن :
چند سوال و موضوع دیگه هم مطرح میشه که به مرور در موردشون می نویسم. مثلا:

  • ساعت خواب برای افراد مختلف (چرا نوجوان ها دیرتر می خوابند و دیرتر هم بیدار می شوند؟ )
  • بعد از ظهر ها بخوابیم یا نه ؟
  • میشه کم خوابی های قبلی رو جبران کرد ؟
  • تاثیر خواب بر روی بازدهی عملکرد و سلامتی.
  • تاثیر ساعتی که می خوابیم بر بازسازی بدن.

انرژی اول صبح

آدمیزاد با انرژیه که زنده است و کار می کنه. توی کلاس مدیریت زمان هم یه بخش برای مدیریت انرژی دارم. و می خوام یه نکته خیلی مهم رو باهاتون در میون بذارم. انرژی اول صبح خیلی مهمه و کل روز ما رو رقم می زنه.

اگه اول صبح، حالمون خوب باشه و پر انرژی باشیم، احتمال اینکه روز بهتری هم داشته باشیم و این انرژی رو تا آخر شب حفظ کنیم، خیلی بالاتره.

و برعکس، اگر روزمون رو بی انرژی شروع کنیم، مثلاً همون اول وقت، یه خبر بد بشنویم، خیلی سخت می تونیم انرژی مون رو تقویت کنیم و پیش بینی میشه که روز خوبی نداشته باشیم.

پس انرژی اول صبح مهمه. ولی:

چطور میشه انرژی اول صبح رو تامین کرد ؟

اگر چند مورد رو رعایت کنیم، روز پر انرژی تری خواهیم داشت: 

  • شام پرچرب و سنگین نخورید.
  • قبل از خواب، برای فردا برنامه ریزی کنید.
  • حداقل چند دقیقه قبل از خواب، از گوشی موبایل استفاده نکنید.
  • شب، به موقع بخوابید.
  • در رختخواب، به مشکلات روز فکر نکنید. شاید بهتر باشه به یه منظره زیبا، یک خاطره خوب و … فکر کنید تا خوابتان ببرد.
  • برای بیدار شدن، از قانون ۵ ثانیه پیروی کنید. به جای اینکه دکمه snooze را بزنید، تا ۵ بشمارید و از جایتان بلند شوید.
  • در زمانی که منتظرید چای تان دم بکشد، کمی حرکات کششی انجام دهید.
  • خواندن یک کتاب خوب ( انگیزشی، موفقیت ) در اول صبح، بسیار توصیه شده.
  • شنیدن یک موسیقی شاد در اول صبح، باعث شاد و پرانرژی تر شدن شما می شود.
  • از شنیدن اخبار، مخصوصاً اول صبح، جداً پرهیز کنید.

این انتخاب شماست که روزتون رو چطوری سپری کنید. می تونید با انرژی یا بدون انرژی باشید.
اما اگر می خواهید با انرژی تر باشید، راهش خیلی سخت نیست.
از الان تصمیم بگیرید که این چند مورد را رعایت کنید.

ممنونم که همراه من بودید.
شاهین شاکری
نویسنده کتاب «چرا مدیریت زمان جواب نمی دهد؟»

در ویدیوی زیر، علاوه بر مطالب بالا، در مورد قانون ۵ ثانیه هم توضیح دادم:

علی و انگیزه ادامه دادن

علی را قبلاً معرفی کرده بودم. ( اینجا ) پسر خوبی که تمام هدفش کنکور است. آن هم کنکور ۲ سال بعد ! کسی که محور اصلی صحبت هایم با او، انگیزه ادامه دادن و رسیدن به بالای قله موفقیت است.

معمولاً هفته ای یکبار، با علی یک گپ کوتاه یا چند خط چت دارم. بار آخری که پیشم آمد، در آزمون هماهنگ مدرسه اش که بین تعداد زیادی مدرسه برگزار میشه، رتبه اول را آورده بود. خب گفتن نداره که در پوست خودش نمی گنجید !

ولی در عین این سرخوشی، بی انگیزه بود و کمی هم از رقبای قوی تر، ترسیده بود.

دیدار ما در اواخر تابستان بود و علی در بیشتر روزهای تابستان، درس خوانده بود و به کلاس رفته بود.

متوجه شدم علی به خاطر ترسی که داره، به خودش بیش از اندازه فشار میاره. حتی مشاورش می گه فعلاً روزی ۱۰ ساعت درس بخون، ولی احساس می کنه مشاورش در برنامه دادن کوتاهی می کنه.

برایش مثال کوهنوردی را زدم:

– فکر کن همین فردا صبح و بدون آمادگی قبلی، قراره بری قله دماوند. می تونی ؟
– آره
– بعدش چی میشه ؟
– احتمالاً خیلی خسته میشم.
– نه . می میری !

علی نمی تونست برآورد درستی از توانایی هاش داشته باشه. علی نمی تونست قبول کنه که برای انجام یک کار سخت، باید خودت رو کم کم آماده کنی.

بعد از کمی صحبت، علی از کسی نام برد که حسابی درس می خونده ولی ۲ هفته آخر دیگه درس رو ول کرده.
با هم به این نتیجه رسیدیم که تنها دلیلش خستگی و بریدن به خاطر فشار بیش از حد بوده.

یکی از نکات مهمی که برای علی توضیح دادم، این بود که :

قبولی در کنکور و یا رسیدن به یک هدف، فقط به یک عامل مشخص (مثل درس خوندن) بستگی نداره. بلکه عوامل دیگه ای مثل وضعیت روحی، جسمی و … هم تاثیر داره و باید به همه اونها توجه کرد.

در آخر صحبت هامون علی به این نتیجه رسید که طبق برنامه ریزی مشاور مدرسه که خیلی هم با تجربه است، پیش بره و کمی به خودش استراحت بده.

چرا باید وبلاگ داشته باشیم ؟

این روزهایی که تلگرام و اینستاگرام و … ما رو احاطه کرده اند، این سوال پیش میاد که چرا باید وبلاگ داشته باشیم ؟

و آیا وبلاگ با سایت فرق می کنه ؟

من نمی خوام فنی جواب بدم که سایت و وبلاگ و پرتال و … یعنی چی. بیشتر می خوام به مقوله وبلاگ نویسی بپردازم و اینکه چرا باید وبلاگ نویسی کرد.

اول پاسخ به سوال اول: وقتی این همه رسانه اجتماعی داریم که خیلی هم راحت در دسترس ما هستند، سایت و وبلاگ و … به چه درد ما می خوره ؟

داستان اینه که این رسانه های خوش آب و رنگ، میان و میرن. حالا یا از مد می افتن. یا اجازه دسترسی رو به کشور ما نمی دن و یا کشور ما اجازه دسترسی به اونها رو از ما می گیره. این حرفم به این معنی نیست که نباید توی اونها فعالیت کرد. منظورم اینه که بهشون خیلی وابسته نشیم و تمام زندگی مون رو روی اونها نبندیم.
و همیشه آماده این باشیم که شاید از فردا دیگه به این رسانه دسترسی نداشته باشیم.

در مقابل اینها، ما باید سایت و وبلاگ خودمون رو داشته باشیم. ما مالک این رسانه ها هستیم و تقریباً کسی نمی تونه دسترسی ما و مخاطبانمون رو از اینها قطع کنه.
پس :

ما باید رسانه ای داشته باشیم که کسی نتواند دسترسی ما و مخاطبان را به آنها قطع کند. مثل سایت و وبلاگ.

خب. فرض می کنیم که به این نتیجه رسیدیم که باید سایت و وبلاگ داشته باشیم. اما سوال اصلی:

چرا باید وبلاگ داشته باشیم ؟

وبلاگ نویسی خاصیت های زیادی دارد که در زیر به چند تا از آنها اشاره می کنم:

  • تمرین خوبی است برای نوشتن و نویسندگی.
  • تمرین خوبی است برای روبرو شدن با نظر و عقاید متفاوت دیگران.
  • محل خوبی است برای بازخورد گرفتن از مخاطبان.
  • موقعیت خوبی است برای دوست شدن با مخاطبان و شنیدن صدای آنها.
  • دلیل خوبی است برای مطالعه ، تفکر و آمادگی بیشترتان.
  • اجبار خوبی است برای بازاریابی محتوا و معرفی نوشته هایتان به دیگران.
  • پیشنویس خوبی است برای کتاب اصلی تان.
  • فرصت خوبی است برای افزایش خلاقیت تان.
  • چالش خوبی است برای درک نیازهای مخاطبتان.
  • اجبار خوبی است برای تغییر نگاهتان به اطراف و جستجوگر شدنتان.
  • فرصت خوبی است برای آشنا شدن کارفرما ها با یک آدم متخصص که شما باشید.
  • تست خوبی است برای کسب درآمد از اینترنت ( سایت، وبلاگ و … )
  • تمرین خوبی است برای سایت داری !
  • جای خوبی است برای رها شدن. گاهی درد و دل. گاهی دوست های مجازی و بی ضرر.

کسی که وبلاگ می نویسد، دنیایش عوض می شود. دیگر تنها نیست. روز به روز قوی تر می شود. کار سختی را شروع کرده که اراده اش را بالاتر می برد و خلاصه اینکه دریچه های جدیدی را برای خودش بازکرده است.

وبلاگ

اما سوال دیگری هم پیش می آید:

تو که لالایی بلدی، پس چرا خوابت نمیبره ؟!

آی  گفتی !
اینجاست که باید یک نکته مهم دیگه رو هم اضافه کنم:

وبلاگ نویسی، برنامه ریزی و تعهد می خواد.

یعنی چی ؟
ببینید .. من می خوام از امروز ورزش کنم. به خودم هم قول دادم. ولی تا به خودم میام، می بینم شب شده و دریغ از یک پیاده روی ساده.

ولی یک راه دیگه هم اینه که من وقتی به خودم قول می دم ورزش کنم، دقیقاً مشخص می کنم چه ساعتی، چه جور ورزشی بکنم. مثلاً میگم ساعت ۹ شب میرم دور خونه، یه قدمی می زنم.

اینجوری، یه برنامه درست ریختم که شدنی تره.

وبلاگ نویسی هم مثل ورزش، خیلی خوبه. ولی تا وقتی براش یه برنامه درست و حسابی نداشته باشیم، باز هم همون آش و همون کاسه است.

اگه علاقمند شدید که وبلاگ نویسی کنید، نیاز به صرف هیچ هزینه اضافه ای نیست. همین الان برید توی سایت بلاگفا ، یه وبلاگ راه بندازین و شروع کنین. ولی قبلش فکر کنید که در چه مورد میخواید بنویسید و همینطور چه وقتهایی قراره دست به قلم بشین.

اگر هم یه وبلاگ شبیه همین سایت یا وبلاگ من دارین، قبلاً یه مطلب نوشته بودم در مورد ۲ راه ساده تر برای وبلاگ نویسی که بد نیست یه نگاهی هم به اون بندازین.

۲ راه ساده تر برای وبلاگ نویسی

خوشحال میشم توی کامنت ها نظرات شما رو هم بشنوم.
ممنون.

کوچ چی کار می کنه ؟

اگه بخوایم از بیرون بررسی کنیم که یک کوچ چی کار می کنه ، شاید خیلی خوشایند نباشه و آخرش بگیم هیچی !!

ولی در واقع کوچ coach یا مربی ، با ساختار و چارچوبی که در ذهنش دارد، سوالات هوشمندانه
و هدفمندی را از شما می پرسد تا نکات مهمی را کشف کند.

در مرحله بعد، باید این نکات مهم را بررسی کرده و با یک جمع بندی خوب، کاری کند که شما بهترین راهکار را برای رسیدن به بهترین نتیجه ی مورد انتظار خودتان، کشف و یا انتخاب کنید.

کوچ به شما نظر و راهکار نمیده. بلکه کمک می کنه تا خودتون، راهکاری که مناسبتون هست رو انتخاب کنید.

و این کار، فوق العاده ارزشمنده.
مخصوصاً که این راهکار، چون مختص شما و از کشفیات خودتونه، احتمال اجرا شدنش خیلی
بالاست.

کوچ چی کار می کنه ؟

حالا کوچ چطور این کار ها رو انجام میده ؟
با چند سوال و در چند مرحله:

  • مشکلت چیه ؟
  • برای حلش چه کارهایی کردی ؟
  • کارهایی که کردی، جواب داده ؟ مشکل، حل شده ؟
  • چه کارهای دیگه ای میشه کرد؟
  • هر کدوم از این راهکارها چه خوبی ها و بدی هایی داره ؟
  • بررسی بیشتر و ادامه ….
  • گرفتن تعهد از مراجع برای انجام یک کار قابل انجام ِ مشخص، در یک زمان مشخص در راستای حل مشکل.

خب .. مسلماً سوالات، لحن و تکنیک های
ریزی هم هست که باید رعایت شه. ولی تا همینجا، من یه کوچولو فرایند کوچینگ رو براتون
باز کردم. به نظرتون می تونید از این روش، برای حل کردن مشکلات استفاده کنید؟

ما که تاحالا ازش نتایج فوق العاده ای
گرفتیم. اگر خواستید، می تونیم همراهی تون کنیم:

۴۴۸۴۱۹۹۱ – ۰۲۱
info@modiriran.ir

بهترین راهکارهای تشویق کارکنان

اگر به دنبال بهترین راهکارهای تشویق کارکنان بگردیم، مسلماً نمی توانیم یک چیز مشخص و ثابت را پیدا کنیم. ولی چند موردی هست که بیانشان می تواند به ما کمک کند …

اولین و مهمترین موردی که در این لیست نیست ، پول است !

تشویق کارکنانبله. پول نمی تواند راهکار مناسبی برای تشویق کارکنان و همکاران باشد. تشویق های مالی، به شدت انگیزه افراد را از بین می برد.

البته ظاهراً اینطور نیست و خیلی سریع نتیجه این انگیزه دهنده و مشوق را می بینیم. ولی خوب که نگاه کنیم، پاداش های مالی، فقط مدت کوتاهی دوام می آورند و پس از مدتی، به ضد انگیزه تبدیل خواهند شد!

نیروهای توانا و هوشمند امروزی، نیاز اولشان پول نیست؛ حتی اگر اینطور وانمود کنند. کافیست امتحان کنید تا خودتان ببینید که چه بلایی سرتان خواهد آمد !

ولی بگذارید لیست خودمان را تکمیل کنیم .. اینطوری شاید بهتر باشد.

کارکنان امروزی، با انگیزه دهنده های درونی، انرژی می گیرند و تشویق می شوند. مثل:

  • دیده شدن خودشان
  • دیده شدن کارهایشان
  • موثر و اثرگذار بودنشان
  • مشارکت در تصمیم سازی ها
  • بازخورد گرفتن
  • توجه به نیازها و اولویت های شخصی شان
  • و …

اگر می خواهید همکارانتان را تشویق کنید، کاری کنید که در محیط کار، خوشحال باشند و دغدغه ای جز کار مفید کردن، برایشان باقی نمانده باشد.

 

صدای گفتگویم با رادیو اقتصاد در همین مورد :

اگر فقط سه ماه دیگر زنده بودی

جوانتر که بودم، گاهی بعضی جملات سوالی را روی دیوار اتاقم می چسباندم – مثلاً : اگر نمی ترسیدی، چه کار می کردی ؟  – و از اینکه چنین جملات زیبا و تامل برانگیزی به دیوارم زده ام، حس خوبی داشتم !!!
ولی راستش خیلی به آنها جواب نمی دادم .. بودنشان برایم کافی بود.

چند روز پیش اما، در حال شنیدن فایل صوتی بودم و سخنران پرسید، اگر فقط سه ماه دیگر زنده بودی ، چه کار می کردی ؟

سوالش انقدر برایم سنگین و مهم بود که همانجا فایل صوتی را نگه داشتم و شاید یک هفته فقط داشتم برایش دنبال جواب می گشتم.

این بار، بیشتر از سوال، جوابهایم را دوست داشتم. ولی تلنگر دیگری هم برایم داشت. این سوال، اگر ۱۵ سال پیش پرسیده میشد، برایم فقط یک سوال قشنگ بود. اگر ۵ سال پیش پرسیده میشد، سوال خوبی بود که میتوانستم به آن فکر کنم. الان، مرا دگرگون کرده است و شاید ۱۰ سال دیگر، برایش آماده باشم و سوالی ساده فرضش کنم.

سوالهای خوب، در زمان های مناسب، برای افراد مختلف، خوب و مناسب هستند.

اهمیت این سوال، برای افراد ۲۰، ۳۰ و ۴۰ ساله، متفاوت است و پاسخشان نیز.

حتی اگر دو نفر همسن هم بخواهند به این سوال پاسخ دهند، باز هم به خاطر شرایط زندگی شان، پاسخ هایشان متفاوت است.

۵ سال پیش، غزل در زندگی من نبود و مسئولیت پدری را نمی فهمیدم. امروز اما، مهمترین پاسخ های من، با نگاهی عمیق به زندگی آینده اوست.

اگر فقط ۳ ماه فرصت داشتی، اگر فقط سه ماه دیگر زنده بودی :

  • برای خانواده ات بعد از تو، برای عزیزانت
  • برای کسب و کارت
  • برای یادگارهایت
  • برای کارهایی که شروع کردی و ناتمام ماندند
  • برای دنیایی که میخواستی ببینی
  • برای آن همه دلی که شکستی
  • برای حرفهایی که نزدی
  • برای اندوخته ای که پس انداز کردی
  • برای …..

چه می کردی ؟

انگیزه مالی

سوال مصاحبه این سری رادیو اقتصاد این بود که آیا واقعاً انگیزه مالی و پول دادن، جواب می دهد ؟

سوال خوبیه … بستگی به این داره که ما مشغول چه کاری هستیم و با چه نیروهایی طرف هستیم.

این روزها، لازمه بیشتر کسب و کارها، خلاقیت است. و دشمن این خلاقیت، پاداشها و انگیزه مالی است !

شاید در نگاه اول کمی عجیب باشد ولی در کسب و کارهای امروزی، باید طوری رفتار کنیم که همکاران ما، حس رضایت درونی داشته باشند.

انگیزه، یک حس و انرژی درونی است و اگر قرار باشد با محرک های خارجی ایجاد شود، خیلی زود نابود می شود و اثرش از بین خواهد رفت؛ و بد تر از آن، دیگر هیچوقت به حالت قبل هم بر نمی گردد !!

در فایل صوتی کوتاه زیر، مثالهایی برای انگیزه مالی آورده ام:

انتقال مطلب موثر

انتقال مطلب موثرخیلی وقتها، به همکاران، دوستان، افراد خانواده و … حرفی را می زنیم ولی منظور ما را آنطور که باید، متوجه نمی شوند. شاید ما باید روش انتقال مطلب موثر را تغییر دهیم.

آزمایشی انجام شده و در آن، از یک تیم خواسته شده که آهنگ معروفی را روی میز با ضرب بزنند، و طرف دیگر، این آهنگ معروف را تشخیص دهد.
پیش بینی افرادی که ضرب می زدند، با واقعیت، تفاوت فاحشی داشته…
و من می خواهم شما هم این آزمایش را در فایل صوتی زیر تجربه کنید.

آهنگ کوتاهی را برای شما زده ام و خواسته ام که تشخیص دهید.
نتیجه ای که از آن گرفته می شود، می تواند نظر همه ما را عوض کند.

با هم بشنویم :

رابطه بین مسئولیت و خلاقیت کارمندان

مسئولیتمطلبی که این بار در موردش با رادیو اقتصاد صحبت کردم این بود:
تا چه میزان به کارمندان مسئولیت دهیم تا باعث از بین رفتن خلاقیت و ایده هایشان نشود ؟
شاید بتوان به نوعی دیگر گفت: رابطه بین مسئولیت و خلاقیت کارمندان

قبل از هرچیز، باید بررسی کنیم که اصلاً می خواهیم کارکنان سازمان ما، ایده پرداز و خلاق باشند یا خیر ؟
اگر نه، بهترین کار اینست که فیلمش را هم بازی نکنیم … آقا ما این کاره نیستیم! خلاص !!

ولی اگر واقعاً می خواهیم از خلاقیت و ایده های جدید پرسنل استفاده کنیم، باید اول زیرساخت هایش را آماده کرد.
من ِ مدیر باید این موضوع را به همه بگویم و راهکارهایی برای ایده دادن هم پیشنهاد کنم.

مثلاً اعطای جایزه به کسی که در ماه، بیشترین ایده را در سیستم ما وارد می کند. ( سیستم سازی هم یکی از عوامل مهم در این زمینه است )

و بعد، دادن بازخورد مناسب به ایده های جدید.
ایده ها یا خوب هستند و باید اجرا شوند. پس برایشان زمان و بودجه و مسئول انجام و پیگیری مشخص می کنیم. چه بهتر که مسئولیتش با خود ایده پرداز باشد.
و یا غیر قابل اجرا هستند که حتماً و حتماً ، باید برای اجرا نشدنشان توضیحی به همکارانمان بدهیم تا انگیزه آنها را از بین نبریم.

اگر افراد احساس کنند که نظراتشان مهم است و دیده و شنیده می شوند، حال بهتری خواهند داشت و با حال بهتر، انگیزه بیشتری برای کار کردن در سازمان ما خواهند داشت.

اما سوال اصلی، مسئولیت دادن به کارمندان بود.
در فایل صوتی زیر، اشاراتی به این موضوع کرده ام.
اینکه از همان لحظه استخدام، فرد مناسبی که برای کار ما آمادگی، استعداد و علاقه دارد را به کار بگیریم.
و بعد، اگر حالش خوب باشد، با مسئولیت هایی که در توان و علایقش هست، مشکلی نخواهد داشت.