علی و انگیزه ادامه دادن

علی را قبلاً معرفی کرده بودم. ( اینجا ) پسر خوبی که تمام هدفش کنکور است. آن هم کنکور ۲ سال بعد ! کسی که محور اصلی صحبت هایم با او، انگیزه ادامه دادن و رسیدن به بالای قله موفقیت است.

معمولاً هفته ای یکبار، با علی یک گپ کوتاه یا چند خط چت دارم. بار آخری که پیشم آمد، در آزمون هماهنگ مدرسه اش که بین تعداد زیادی مدرسه برگزار میشه، رتبه اول را آورده بود. خب گفتن نداره که در پوست خودش نمی گنجید !

ولی در عین این سرخوشی، بی انگیزه بود و کمی هم از رقبای قوی تر، ترسیده بود.

دیدار ما در اواخر تابستان بود و علی در بیشتر روزهای تابستان، درس خوانده بود و به کلاس رفته بود.

متوجه شدم علی به خاطر ترسی که داره، به خودش بیش از اندازه فشار میاره. حتی مشاورش می گه فعلاً روزی ۱۰ ساعت درس بخون، ولی احساس می کنه مشاورش در برنامه دادن کوتاهی می کنه.

برایش مثال کوهنوردی را زدم:

– فکر کن همین فردا صبح و بدون آمادگی قبلی، قراره بری قله دماوند. می تونی ؟
– آره
– بعدش چی میشه ؟
– احتمالاً خیلی خسته میشم.
– نه . می میری !

علی نمی تونست برآورد درستی از توانایی هاش داشته باشه. علی نمی تونست قبول کنه که برای انجام یک کار سخت، باید خودت رو کم کم آماده کنی.

بعد از کمی صحبت، علی از کسی نام برد که حسابی درس می خونده ولی ۲ هفته آخر دیگه درس رو ول کرده.
با هم به این نتیجه رسیدیم که تنها دلیلش خستگی و بریدن به خاطر فشار بیش از حد بوده.

یکی از نکات مهمی که برای علی توضیح دادم، این بود که :

قبولی در کنکور و یا رسیدن به یک هدف، فقط به یک عامل مشخص (مثل درس خوندن) بستگی نداره. بلکه عوامل دیگه ای مثل وضعیت روحی، جسمی و … هم تاثیر داره و باید به همه اونها توجه کرد.

در آخر صحبت هامون علی به این نتیجه رسید که طبق برنامه ریزی مشاور مدرسه که خیلی هم با تجربه است، پیش بره و کمی به خودش استراحت بده.