چند ساعت بخوابیم ؟

یکی از سوالاتی که همیشه ازم پرسیده میشه اینه که چند ساعت بخوابیم خوب است ؟

برای اینکه به جواب درستی برسیم، باید چند مورد رو بررسی کنیم:

  1.  سن شما و اینکه حدوداً چقدر به خواب شبانه نیاز دارید.
  2. آگاهی از چرخه یا سیکل خواب

۱ – سن شما:

بچه ها به خواب بیشتری نیاز دارن و هرچی سن بالاتر میره، نیاز به خواب هم کمتر میشه. البته نه خیلی زیاد. مثلاً یک بچه ۵ ساله به حدود ۱۰ ساعت خواب شبانه نیاز داره. ولی والدین همون بچه، به حدود ۸ ساعت نیاز دارن. و شاید پدربزرگ اون بچه، بیشتر از ۶ ساعت نتونه بخوابه.
به طور معمول و میانگین گفته میشه که ما به حدود ۸ ساعت خواب شبانه نیاز داریم.

۲ – چرخه خواب:

خواب ما در دوره های زمانی ۱.۵ ساعته، عمیق و سبک میشه.

یعنی تقریباً بعد از هر یکساعت و نیم خواب عمیق، یه زمان کوتاهی بین ۵ تا ۱۵ دقیقه، خواب ما سبک میشه.
اگر در زمان سبکی از خواب بیدار شیم، سرحال هستیم ولی اگر وقتی باید بیدار شیم، وسط خواب عمیق باشیم، خیلی طول می کشه تا سرحال شیم.

دیدید بعضی وقتها، نصفه شب از خواب بیدار میشین و نسبتاً هم سرحال هستین؟ بعدش میبینیم زوده و میریم که یه چرتی بزنیم، دفعه بعد که بیدار میشیم، حسابی خوابمون میاد.

دفعه اول که بیدار شدیم، احتمالاً بین دو بازه ی زمانی یکساعت و نیمه ی خواب سبک و سنگین بودیم. خوابمون سبک بوده و سرحال بودیم. ولی دفعه دوم، ساعت زنگ زده و احتمالاً ما رو از وسط خواب عمیق کشیده بیرون و به همین علت، سرحال نبودیم.

چند ساعت بخوابیم ؟

حالا با بررسی دو موردی که مطرح شد، می شه به یه جمع بندی رسید. مثلاً اگر سن شما حدود ۳۰ سال است، حدود ۷-۸ ساعت خواب شبانه نیاز دارید. و کارتان جوری است که باید ۷ صبح بیدار شوید.

اگر از ۷ صبح، ۱.۵ ساعت، ۱.۵ ساعت به عقب برگردیم، به زمان خواب مناسب شما می رسیم:

  • ۵.۵ صبح
  • ۴ صبح
  • ۲.۵ بامداد
  • ۱ بامداد
  • ۱۱.۵ شب
  • ۱۰ شب

خب . به نظر میرسد بهتر است ۱۱.۵ شب بخوابید. اینطوری تا ۷ صبح، ۵ سیکل کامل ۱.۵ ساعته که میشود ۷.۵ ساعت، خوابیده اید و عالی است.

نکته کنکوری:

معمولاً ۲۰ دقیقه طول می کشد تا خوابمان ببرد.

اگر نکاتی که در مطلب « انرژی اول صبح » گفتم را رعایت کنید، باید طوری برنامه ریزی کنید که حدود ۱۱:۱۰ شب در رختخواب باشید تا بتونید ۷ صبح، با انرژی بیشتر و سرحال، از خواب بیدار شوید.

ممنون از همراهی تون.
اینها بخشی از مطالبی است که در کلاس های مدیریت زمان و کتاب «چرا مدیریت زمان جواب نمی دهد» می گویم.

پ ن :
چند سوال و موضوع دیگه هم مطرح میشه که به مرور در موردشون می نویسم. مثلا:

  • ساعت خواب برای افراد مختلف (چرا نوجوان ها دیرتر می خوابند و دیرتر هم بیدار می شوند؟ )
  • بعد از ظهر ها بخوابیم یا نه ؟
  • میشه کم خوابی های قبلی رو جبران کرد ؟
  • تاثیر خواب بر روی بازدهی عملکرد و سلامتی.
  • تاثیر ساعتی که می خوابیم بر بازسازی بدن.

انرژی اول صبح

آدمیزاد با انرژیه که زنده است و کار می کنه. توی کلاس مدیریت زمان هم یه بخش برای مدیریت انرژی دارم. و می خوام یه نکته خیلی مهم رو باهاتون در میون بذارم. انرژی اول صبح خیلی مهمه و کل روز ما رو رقم می زنه.

اگه اول صبح، حالمون خوب باشه و پر انرژی باشیم، احتمال اینکه روز بهتری هم داشته باشیم و این انرژی رو تا آخر شب حفظ کنیم، خیلی بالاتره.

و برعکس، اگر روزمون رو بی انرژی شروع کنیم، مثلاً همون اول وقت، یه خبر بد بشنویم، خیلی سخت می تونیم انرژی مون رو تقویت کنیم و پیش بینی میشه که روز خوبی نداشته باشیم.

پس انرژی اول صبح مهمه. ولی:

چطور میشه انرژی اول صبح رو تامین کرد ؟

اگر چند مورد رو رعایت کنیم، روز پر انرژی تری خواهیم داشت: 

  • شام پرچرب و سنگین نخورید.
  • قبل از خواب، برای فردا برنامه ریزی کنید.
  • حداقل چند دقیقه قبل از خواب، از گوشی موبایل استفاده نکنید.
  • شب، به موقع بخوابید.
  • در رختخواب، به مشکلات روز فکر نکنید. شاید بهتر باشه به یه منظره زیبا، یک خاطره خوب و … فکر کنید تا خوابتان ببرد.
  • برای بیدار شدن، از قانون ۵ ثانیه پیروی کنید. به جای اینکه دکمه snooze را بزنید، تا ۵ بشمارید و از جایتان بلند شوید.
  • در زمانی که منتظرید چای تان دم بکشد، کمی حرکات کششی انجام دهید.
  • خواندن یک کتاب خوب ( انگیزشی، موفقیت ) در اول صبح، بسیار توصیه شده.
  • شنیدن یک موسیقی شاد در اول صبح، باعث شاد و پرانرژی تر شدن شما می شود.
  • از شنیدن اخبار، مخصوصاً اول صبح، جداً پرهیز کنید.

این انتخاب شماست که روزتون رو چطوری سپری کنید. می تونید با انرژی یا بدون انرژی باشید.
اما اگر می خواهید با انرژی تر باشید، راهش خیلی سخت نیست.
از الان تصمیم بگیرید که این چند مورد را رعایت کنید.

ممنونم که همراه من بودید.
شاهین شاکری
نویسنده کتاب «چرا مدیریت زمان جواب نمی دهد؟»

در ویدیوی زیر، علاوه بر مطالب بالا، در مورد قانون ۵ ثانیه هم توضیح دادم:

اگر فقط سه ماه دیگر زنده بودی

جوانتر که بودم، گاهی بعضی جملات سوالی را روی دیوار اتاقم می چسباندم – مثلاً : اگر نمی ترسیدی، چه کار می کردی ؟  – و از اینکه چنین جملات زیبا و تامل برانگیزی به دیوارم زده ام، حس خوبی داشتم !!!
ولی راستش خیلی به آنها جواب نمی دادم .. بودنشان برایم کافی بود.

چند روز پیش اما، در حال شنیدن فایل صوتی بودم و سخنران پرسید، اگر فقط سه ماه دیگر زنده بودی ، چه کار می کردی ؟

سوالش انقدر برایم سنگین و مهم بود که همانجا فایل صوتی را نگه داشتم و شاید یک هفته فقط داشتم برایش دنبال جواب می گشتم.

این بار، بیشتر از سوال، جوابهایم را دوست داشتم. ولی تلنگر دیگری هم برایم داشت. این سوال، اگر ۱۵ سال پیش پرسیده میشد، برایم فقط یک سوال قشنگ بود. اگر ۵ سال پیش پرسیده میشد، سوال خوبی بود که میتوانستم به آن فکر کنم. الان، مرا دگرگون کرده است و شاید ۱۰ سال دیگر، برایش آماده باشم و سوالی ساده فرضش کنم.

سوالهای خوب، در زمان های مناسب، برای افراد مختلف، خوب و مناسب هستند.

اهمیت این سوال، برای افراد ۲۰، ۳۰ و ۴۰ ساله، متفاوت است و پاسخشان نیز.

حتی اگر دو نفر همسن هم بخواهند به این سوال پاسخ دهند، باز هم به خاطر شرایط زندگی شان، پاسخ هایشان متفاوت است.

۵ سال پیش، غزل در زندگی من نبود و مسئولیت پدری را نمی فهمیدم. امروز اما، مهمترین پاسخ های من، با نگاهی عمیق به زندگی آینده اوست.

اگر فقط ۳ ماه فرصت داشتی، اگر فقط سه ماه دیگر زنده بودی :

  • برای خانواده ات بعد از تو، برای عزیزانت
  • برای کسب و کارت
  • برای یادگارهایت
  • برای کارهایی که شروع کردی و ناتمام ماندند
  • برای دنیایی که میخواستی ببینی
  • برای آن همه دلی که شکستی
  • برای حرفهایی که نزدی
  • برای اندوخته ای که پس انداز کردی
  • برای …..

چه می کردی ؟

برگزاری جلسات موثر

چند وقت پیش، گفتگویی با رادیو اقتصاد داشتم در مورد روشهای برگزاری جلسات موثر .
هر وقت این جمله را در کلاسها و سخنرانی هایم بیان میکنم، بعضی ها گارد می گیرند و بعضی ها هم لبخند می زنند :
« جلسه، هوشمندانه ترین کار، برای تلف کردن وقت است ! »
با اعتقاد به این جمله، باید سعی کرد که تا جای ممکن، از برگزاری جلسات پرهیز کرد.
خیلی از جلسات را می توان با یک تلفن، ایمیل یا ویدیو کنفرانس جایگزین کرد.
ولی اگر راه دیگری غیر از برگزاری جلسه حضوری باقی نمانده، این نکات می توانند کارگشا باشند:
۱ – بدانید برای چه هدفی جلسه تشکیل می شود.
قبلاً برای این موضوع جلسه ای برگزار شده ؟ نتیجه آن چه بوده و چه کارهایی بعد از آن صورت گرفته ؟
بررسی دستور جلسه توسط همه شرکت کنندگان و آمادگی برای ارائه گزارشات لازم، امری واجب، قبل از برگزاری جلسه است.

۲ – نوشتن صورت جلسه یا گزارش جلسه، از مواردی است که اگر جدی گرفته شود و فقط برای رفع تکلیف به آن نگریسته نشود، می تواند صرفه جویی خوبی در زمان شما ایجاد کند.

۳ – یک نفر باید مسئول پیگیری مواردی باشد که در جلسه تصویب شده است.

۴ – بهتر است جلسات را در ساعت هایی که محدودیت زمانی داریم برگزار کنیم. مثلاً آخر وقت. اینطوری جلسات بی دلیل به درازا کشیده نمی شود!

۵ – هرچه تعداد شرکت کنندگان در جلسات کمتر باشد، علاوه بر اینکه عمر افراد کمتری تلف می شود، باعث می شود حرفهای وقت تلف کنِ کمتری هم بیان شود !

۶ – یادداشت ها و صورتجلسه ها باید در جایی مشخص بایگانی شوند تا برای پیگیری ها و جلسات بعدی، قابل دسترس باشند.

امیدوارم بتوانید جلسات را به بهترین شکل ممکن، مدیریت کنید.

شاهین شاکری

شنیدن فایل صوتی :

جرأت حذف کارهای بی فایده

بعضی وقتها، ما کارهایی رو جزو لیست کارهامون می نویسیم و انتظار داریم همه افراد سازمان، خوب و به موقع اون رو انجام بدن. ولی بعد از یه مدتی می بینیم که نه کسی اونو درست انجام میده، نه از انجامش رضایت داره و نه اینکه اون کار خاص، کمکی به سازمان ما کرده.
این نوع کارها، کارهای بی فایده ای هستن که فقط وقت و انرژی افراد سازمان رو تلف می کنن.

ممکنه در ابتدا، هدف از ایجاد این نوع کارها، چیز دیگه ای بوده و واقعاً مفید بودن، ولی روش اجراشون خوب نبوده.
یا اینکه این نوع کارها، مربوط به دوره و زمانی خاص بودن و الان زمانشون گذشته.
و یا اینکه ذات این نوع کارها خوب هستن، ولی به خوبی، برای افراد معرفی نشده و جا نیفتادن.
به هر حال، یکی از وظایف مدیرها اینه که بتونن این نوع کارها رو شناسایی کنن و یه فکری براشون بکنن.

یکی از کارهای بیفایده ای که ما جدیداً شناسایی کردیم، این بود که بچه ها در کنار گزارشات روزانه شون، یک ایمیل روزانه هم باید میفرستادن.
دیدیم که تقریباً این کار اونطور که انتظار داشتیم، انجام نمیشه.
پس سعی کردیم گزارش رو در جای دیگه پررنگ تر کنیم و این کار رو بصورت کامل حذف کردیم.
جالب بعدش بود که هیچکس حتی نپرسید چرا ؟
چرا ایجاد شد ؟ چرا حذف شد ؟!؟

مدیریت زمان، با عمق وجود !

مدیریت زمان، با عمق وجود !

یکی از مواردی که تدریس می کنم، مدیریت زمان است.

مدیریت زمان برای خودش اصولی داره .. میشه از ابزارهایی براش استفاده کرد و خلاصه چیز خوبیه !

از وقتی هم که مدیریت زمان رو تدریس می کنم، شاید به نوعی مجبور شدم بیشتر به این موضوع توجه کنم.

ولی این چند وقته، مواردی برام پیش اومده که مدیریت زمان رو هرچه تمام تر و با عمق وجودم درک کردم !

دقیقاً قبل از هر کلاس و برنامه مهمی که داشتم ( و آماده سازی نهایی مطالب رو گذاشته بودم برای روز آخر ) یه موضوعی پیش اومده که کلاً نمی توستم کار دیگه ای بکنم.

یکبار ندا در بیمارستان بستری شده ، یکبار یکی از دوستانم رو من بردم بیمارستان و یکبار هم خودم مریض بودم ! ( البته نه در حد بیمارستان )

یکبار یکی از اقوام، فوت کردن ( قبل از رسیدن به بیمارستان )

و یکبار دیگه هم ، یه عمل جراحی مهم برای یکی از نزدیکان …

همیشه این توانایی رو داشتم که روز ( و حتی لحظه ) آخر ، کارهام رو جمع بندی و آماده کنم.

ولی تازگی ها برداشتم این بوده که بهتره بیشتر از قبل، حساب حوادث و ریسک ها رو هم داشته باشم … شاید دیگه وقتی نداشته باشم.

 

یه کم معنوی تر به قضیه نگاه کنیم …

وقت همه مون توی زندگی، خیلی خیلی محدوده و تا نگاه می کنی، وقت رفتن است …