اگر فقط سه ماه دیگر زنده بودی

جوانتر که بودم، گاهی بعضی جملات سوالی را روی دیوار اتاقم می چسباندم – مثلاً : اگر نمی ترسیدی، چه کار می کردی ؟  – و از اینکه چنین جملات زیبا و تامل برانگیزی به دیوارم زده ام، حس خوبی داشتم !!!
ولی راستش خیلی به آنها جواب نمی دادم .. بودنشان برایم کافی بود.

چند روز پیش اما، در حال شنیدن فایل صوتی بودم و سخنران پرسید، اگر فقط سه ماه دیگر زنده بودی ، چه کار می کردی ؟

سوالش انقدر برایم سنگین و مهم بود که همانجا فایل صوتی را نگه داشتم و شاید یک هفته فقط داشتم برایش دنبال جواب می گشتم.

این بار، بیشتر از سوال، جوابهایم را دوست داشتم. ولی تلنگر دیگری هم برایم داشت. این سوال، اگر ۱۵ سال پیش پرسیده میشد، برایم فقط یک سوال قشنگ بود. اگر ۵ سال پیش پرسیده میشد، سوال خوبی بود که میتوانستم به آن فکر کنم. الان، مرا دگرگون کرده است و شاید ۱۰ سال دیگر، برایش آماده باشم و سوالی ساده فرضش کنم.

سوالهای خوب، در زمان های مناسب، برای افراد مختلف، خوب و مناسب هستند.

اهمیت این سوال، برای افراد ۲۰، ۳۰ و ۴۰ ساله، متفاوت است و پاسخشان نیز.

حتی اگر دو نفر همسن هم بخواهند به این سوال پاسخ دهند، باز هم به خاطر شرایط زندگی شان، پاسخ هایشان متفاوت است.

۵ سال پیش، غزل در زندگی من نبود و مسئولیت پدری را نمی فهمیدم. امروز اما، مهمترین پاسخ های من، با نگاهی عمیق به زندگی آینده اوست.

اگر فقط ۳ ماه فرصت داشتی، اگر فقط سه ماه دیگر زنده بودی :

  • برای خانواده ات بعد از تو، برای عزیزانت
  • برای کسب و کارت
  • برای یادگارهایت
  • برای کارهایی که شروع کردی و ناتمام ماندند
  • برای دنیایی که میخواستی ببینی
  • برای آن همه دلی که شکستی
  • برای حرفهایی که نزدی
  • برای اندوخته ای که پس انداز کردی
  • برای …..

چه می کردی ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *